العلامة المجلسي
124
حياة القلوب ( فارسي )
فاطمه وحسن وحسين عليهم السّلام را پنج شبح در پشت آدم ، وأنوار ايشان روشنى مىداد در جميع آفاق آسمانها وحجب وبهشت وكرسي وعرش ، پس امر كرد خدا ملائكة را كه سجده كنند آدم را براي تعظيم أو كه أو را فضيلت داده است به اينكه گردانيده است أو را ظرف اين أشباح كه انوارشان جميع آفاق را فراگرفته است ، پس همگى سجده كردند مگر إبليس كه ابا نمود از اينكه تواضع كند از براي جلال وعظمت خدا ، واينكه تواضع نمايد از براي أنوار ما أهل بيت وحال آنكه تواضع كردند براي أنوار ما جميع ملائكة ، إبليس تكبر وترفع نمود وگرديد به سبب ابا وتكبرش از كافران « 1 » . وحضرت علي بن الحسين عليه السّلام فرمودند : خبر داد مرا پدرم از پدرش كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم فرمود : اى بندگان خدا ! بدرستى كه حضرت آدم چون ديد كه نوري عظيم از پشت أو ساطع است در وقتي كه حق تعالى أشباح ما را از بالاى عرش به پشت آن حضرت منتقل ساخت ، كه نور را مىديد وأشباح را نمىديد . گفت : پروردگارا ! اين نورها چيست ؟ خدا فرمود : اين نورهاى شبحي چند است كه نقل كردم ايشان را از بهترين جاهاى عرشم به پشت تو ، وبه اين سبب امر كردم ملائكة را كه تو را سجده كنند زيرا كه تو ظرف اين شبحها گرديدى . آدم گفت : پروردگارا ! كاش اين شبحها را براي من ظاهر مىكردى ، پس حق تعالى فرمود : نظر كن به بالاى عرش . چون نظر كرد آدم ، نور شبحهاى ما از پشت آدم بر بالاى عرش تأبيد ، ومنطبع شد در عرش صورتهاى نورهاى شبحهاى ما چنانچه روى آدمي در آينهاى صافي منطبع مىشود . پس چون آدم أشباح ما را در عرش ديد ، پرسيد : چيست اين أشباح پروردگارا ؟ فرمود كه : اى آدم ! اينها شبحهاى بهترين مخلوقات وآفريدههاى منند ، اى آدم ! اين محمد است ومنم حميد محمود در هر كار كه كنم ، اشتقاق كردم براي أو نامى از نام خود ؛ واين على است ومنم علىّ عظيم ، اشتقاق كردم براي أو نامى از نام خود ؛ واين فاطمه است
--> ( 1 ) . تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام 218 .